قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2253
تاريخ الفي ( فارسى )
را به جان و مال امان داد تا از قلعه با جميع متعلقان بيرون رفته روى به قلعهء سرماج كه در استحكام و متانت از جميع قلاع آن بلاد امتياز داشت و آذوقهء چندين ساله در آنجا مهيّا بود ، نهادند . امّا ابراهيم چون بعد از بيرون رفتن او ، به قلعهء كنگاور رسيد معلوم شد كه تمامى آن خانهها پر از ريگ و سنگ و ساير مهملات بودند . ابراهيم بعد از گرفتن اين قلعه ، عمّال و نوّاب خود را در آنجا نصب فرموده خود به جانب همدان مراجعت كرد و در همدان توقّف نموده امير احمد را ، كه يكى از عظماى امراى او بود ، با لشكرى انبوه به عزم تسخير قلاع سرخاب تعيين نمود و سرخاب را از بند بيرون آورده به امير احمد سپرد كه او را پيشنهاد خود ساخته قلاع او را از مردم او بستانند و اگر در اين باب تعلّل نمايند سرخاب را ايذا و اهانت مىكرده باشند . القصّه ، امير احمد روى به قلاع سرخاب [ 266 الف ] آورده اوّلا ، قلعهء دزديلويه را بعد از محاربات بسيار فتح نموده اكثر اهالى آن را به قتل رسانيد و اموال و اسباب بسيار از آن قلعه به دست آورده متوجّه بندنيجين ، كه جماعتى از دزديلويه خلاص يافته و در آنجا درآمده بودند ، گشت و آن را نيز به اندكتوجّه گرفته غارت نمود و خلقى بسيار به قتل آورد و بقيّة السّيف معدودى چند ، كه از آنجا نجات يافته بودند ، پناه به ابو الفتح بن ورام آوردند . ابو الفتح نيز از ترس تركمانان بسيار در قلق و اضطراب مىبود ؛ چه ، اقبال دولت و تركان سلجوقيّه آنچنان رعب در دل حكّام و سلاطين انداخته بود كه هيچكس پيش ايشان ثبات نمىتوانست ورزيد . و ايشان دست تعدّى دراز كرده اكثر ولايات را آنچنان خراب كرده بودند كه ديگر روى آبادانى نداشتند . و چون امير احمد از گرفتن قلاع سرخاب فارغ گشت ، روى به ولايت ابو الفتح بن ورام آورد . ابو الفتح چون از توجّه او خبر يافت ، كس به بغداد پيش خليفه القائم بامر اللّه و ابو كاليجار فرستاده مدد طلبيد . و اهالى بغداد از آن خبر ، بسيار مضطرب شده قرار به آن دادند كه ابو منصور بن ابو كاليجار را با لشكرى بسيار به دفع ايشان متوجّه گردد و ابو الفتح بن ورام را نيز با خود همراه داشته باشد . روز ديگر ، ابو منصور [ فرامرز ] ابو كاليجار پيشخانهها از بغداد بيرون فرستاده هرچند انتظار كشيدند ، هيچكس از سپاه او بيرون نيامد . ايشان دانستند كه مردم از مقاومت تركمانان هراسان و عاجزند . القصّه ، چون ابو الفتح بن ورام از امداد اهل بغداد نااميد گشت ، مردم خود را برداشته از دجلهء بغداد گذشته به جانب غربى آن فرود آمد . بعد از روز چند ، روز مصلحت حال خود چنان ديد كه به ديكن بن مزيد ملحقّ گردد . بنابراين ، روى به ولايت او آورده پناه به او آورد . امّا ابراهيم ينال چون از تسخير ولايت ابو الفتح بن ورام فارغ گشت قمع و استيصال سعدى بن